« گاتا ٱم »

« گاتا ٱم »

« گاتا ٱم » ۱۴۰۵/۷/۲ شماره ثبت ۷۳۲۷۸۳ من زنی از بطنِ گاتایِ اُم در چهره‌یِ اِِنسویِ آفرینش پیش از آن‌که دهانه‌یِ کوزه‌ام بافته شود در آخرین گره‌یِ صفر از انگشتانِ چرخنده افتادم؛ مثل سیبی که تبر، پیش از رسیدن به هسته، از دست می‌افتد. چون نیلوفرانه‌یِ اوروبوروسی دنبالِ دهانه‌ای که سرِ خویش را ببلعد؛ اما با هر کُلون به دیوارِ خویش می‌خوردم در آیینه‌یِ اِِنسو، شکافی دیدم در انتهای گودالِ گلویم؛ کوچک، به وسعتِ ناوکِ مژگانِ دو آوازِ اُم، و بی‌پِلکی جوانه‌ای شد در چشم که همه‌ی رودها از چروک‌هایِ چینیِ بندزده‌یِ وابی سابی، چون رگ‌هایی کبود، در من می‌دوند؛ از آن پس، بر قامتِ خمیده‌یِ درختِ حیاط تعظیم می‌کنم، بر دندانِ شکسته‌یِ ماه، بر ساعتی که عقب مانده تا... پَرِ اثیریِ اِنسویم، در آغوشِ آرتا صفرِ گاتایِ اُم آرام گیرد. «گاتا مانترایی از دل، نوش نگاه عمیق شما» ارادتمند آرام حسینی ۱۱۰ ۳۱ نظرتان را بنویسید ... معرفی شعر بعد از تو حمید زارع فارسانی بعد از تو / سنگ ریزه های باغچه / گم شده اند / بین ته سیگار ها معرفی شعر بعد از تو حمید زارع فارسانی بعد از تو / سنگ ریزه های باغچه / گم شده اند / بین ته سیگار ها تبلیغ شاعر آرام حسینی نوشته ها تولد اعضا شعر نو تولد ۲ نفر از شاعران سایت را تبریک می گویم. حسین کامیابی شادان سه شنبه ۵ مهر ۱۳۵۶ احمد برزگری شنبه ۵ مهر ۱۳۵۹ انتشار ویژه واپسین جرعه محمد رضا شایان مَنَم زیرِ ضربِ چهل‌سالگی در آغوشِ انکار و ناباوری مَنَم ماتِ تصویرِ آیینه و تماشایِ مو رولت روسی محمد غانمی غم را روبه‌رویم نشاندم. میان‌مان یک میز چوبی، چراغی که بالای سرمان تاب می‌خورد، و هفت‌ چشمهایش حمید زارع فارسانی در جست و جوی خویش چشمهایش را یکی یکی ورق زدم بزرگ نوشته بود خطر سقوط ! 24 شهریور چشم شور حمید زارع فارسانی به یک چشمم نمک دارم به آن یک اشتیاق نگرانم نکند ببینمت از نگاهم زخم برداری 7 آیینِ قربانی در کتابخانه شیوا فدائی مُهر، همان مُهر است؛ تفاوت تنها در چرخشِ مچِ آن‌هاست. تأیید، آغوشِ سردِ همان تکفیری‌ کاشی‌هایِ کبود احسان پیرحیاتی در اُپرایِ ابهام چشم باز کرده ام در دستشوییِ خانه‌ام، به سمفونیِ پنجمِ بتهوون گوش می‌ عشق دگر محمود مقامی حالا که خوشبختی سراغت را گرفته عشق دگر درقلب پاکت جا گرفته لاقل مسوزان قلب رنجور مرا یار آمد پاییزِ سال ها عارف مِصباح آمَد پاییزِ سال ها آمد پاییز و ماه ها . خَزان شَد و سَرد شد زَرد شُد و خَزان شد . دلتنگی مجتبی بضاعت پور پشت دیوار سکوت دست نارنجی احساس در این تاریکی اشتها از دل هر قاصدکی می گیرد کوچه ها زمزمه‌های دلِ سوخته حسین احمدی خواه استشمام کن! بوی خدا بوی سجاده و دعا نیمه‌شب و قرار عشقی بی‌انتها صحبت دردو دل شُ پاییز بهرام معینی پاییز، در خیابان‌های شهر پاییز که می‌رسد، شهر لباس دیگری می‌پوشد؛ خیابان‌ها پر از ق باور می کنی؟! عظیمه ایرانپور می نویسم:«حال ما خوب است» باور می کنی؟! زندگی آرام و مطلوب است باور می کنی؟! آسمان آب گل آفتابگردان آرش معتمدی بیا ای گل آفتابگردان رخ خود به من بگردان منم آن خورشید تابان که عشق خود نمودی هر با نقشه‌یِ هجران شاپور علمی گریه کردم تا سحر از دردِ هجران دلا تا بیابم مرهمی بر زخمِ بی‌درمان دلا کوچه کوچه در فصل نگارین (پاییز) با فایل صوتی احمدحسنی پاییز که شایسته ترین دختر دنیاست نقاشی لبخند ژکوند ست و معماست مهر است و صفای قدمش برک شیشه ی تنهایی علیرضا قدیانی تَرَک در شیشه ی تنهایی ام ماند کویر از خلسه ی دریایی ام ماند کجا پنهان شوم از وحشت چش طلوعی دیگر علیرضا میاحی خسته از تماشای غروب... تو کِی از راه می رسی؟ که من هر صبح طلوع را از چشمان تو تماش سحر وقت رهایی است ابراهیم خلیلیان سحر وقت رهایی است شبم تاریک و شمعم رو به مردن بود خجالت چیست ،کارم ناله کردن بود نگ دیدار ِ یار نعمت الله احسانی بنافتی (احسان) یا حضرت ِ مولانا ، یک شمس نشانم د ِه رمزی ز پس ِ پرده ، بر راز ِ نهانم د ِه در م درهم‌تنیدگی در انزوای آبی... محمد کیا حبیب زاده در این واگنِ فلزیِ سرد، صفی از ذراتِ خنثی نشسته‌اند؛ شانه‌ به شانه، در فاصلهٔ یک نفس، شبکه های اجتماعی سایت شعر نو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

« گاتا ٱم » ۱۴۰۵/۷/۲ شماره ثبت ۷۳۲۷۸۳ من زنی از بطنِ گاتایِ اُم در چهره‌یِ اِِنسویِ آفرینش پیش از آن‌که دهانه‌یِ کوزه‌ام بافته شود در آخرین گره‌یِ صفر از انگشتانِ چرخنده افتادم؛ مثل سیبی که تبر، پیش از رسیدن به هسته، از دست می‌افتد. چون نیلوفرانه‌یِ اوروبوروسی دنبالِ دهانه‌ای که سرِ خویش را ببلعد؛ اما با هر کُلون به دیوارِ خویش می‌خوردم در آیینه‌یِ اِِنسو، شکافی دیدم در انتهای گودالِ گلویم؛ کوچک، به وسعتِ ناوکِ مژگانِ دو آوازِ اُم، و بی‌پِلکی جوانه‌ای شد در چشم که همه‌ی رودها از چروک‌هایِ چینیِ بندزده‌یِ وابی سابی، چون رگ‌هایی کبود، در من می‌دوند؛ از آن پس، بر قامتِ خمیده‌یِ درختِ حیاط تعظیم می‌کنم، بر دندانِ شکسته‌یِ ماه، بر ساعتی که عقب مانده تا... پَرِ اثیریِ اِنسویم، در آغوشِ آرتا صفرِ گاتایِ اُم آرام گیرد. «گاتا مانترایی از دل، نوش نگاه عمیق شما» ارادتمند آرام حسینی ۱۱۰ ۳۱ نظرتان را بنویسید ... معرفی شعر بعد از تو حمید زارع فارسانی بعد از تو / سنگ ریزه های باغچه / گم شده اند / بین ته سیگار ها معرفی شعر بعد از تو حمید زارع فارسانی بعد از تو / سنگ ریزه های باغچه / گم شده اند / بین ته سیگار ها تبلیغ

« گاتا ٱم » ۱۴۰۵/۷/۲ شماره ثبت ۷۳۲۷۸۳ من زنی از بطنِ گاتایِ اُم در چهره‌یِ اِِنسویِ آفرینش پیش از آن‌که دهانه‌یِ کوزه‌ام بافته شود در آخرین گره‌یِ صفر از انگشتانِ چرخنده افتادم؛ مثل سیبی که تبر، پیش از رسیدن به هسته، از دست می‌افتد. چون نیلوفرانه‌یِ اوروبوروسی دنبالِ دهانه‌ای که سرِ خویش را ببلعد؛ اما با هر کُلون به دیوارِ خویش می‌خوردم در آیینه‌یِ اِِنسو، شکافی دیدم در انتهای گودالِ گلویم؛ کوچک، به وسعتِ ناوکِ مژگانِ دو آوازِ اُم، و بی‌پِلکی جوانه‌ای شد در چشم که همه‌ی رودها از چروک‌هایِ چینیِ بندزده‌یِ وابی سابی، چون رگ‌هایی کبود، در من می‌دوند؛ از آن پس، بر قامتِ خمیده‌یِ درختِ حیاط تعظیم می‌کنم، بر دندانِ شکسته‌یِ ماه، بر ساعتی که عقب مانده تا... پَرِ اثیریِ اِنسویم، در آغوشِ آرتا صفرِ گاتایِ اُم آرام گیرد. «گاتا مانترایی از دل، نوش نگاه عمیق شما» ارادتمند آرام حسینی ۱۱۰ ۳۱ نظرتان را بنویسید ...

« گاتا ٱم » ۱۴۰۵/۷/۲ شماره ثبت ۷۳۲۷۸۳

من زنی از بطنِ گاتایِ اُم در چهره‌یِ اِِنسویِ آفرینش پیش از آن‌که دهانه‌یِ کوزه‌ام بافته شود در آخرین گره‌یِ صفر از انگشتانِ چرخنده افتادم؛ مثل سیبی که تبر، پیش از رسیدن به هسته، از دست می‌افتد. چون نیلوفرانه‌یِ اوروبوروسی دنبالِ دهانه‌ای که سرِ خویش را ببلعد؛ اما با هر کُلون به دیوارِ خویش می‌خوردم در آیینه‌یِ اِِنسو، شکافی دیدم در انتهای گودالِ گلویم؛ کوچک، به وسعتِ ناوکِ مژگانِ دو آوازِ اُم، و بی‌پِلکی جوانه‌ای شد در چشم که همه‌ی رودها از چروک‌هایِ چینیِ بندزده‌یِ وابی سابی، چون رگ‌هایی کبود، در من می‌دوند؛ از آن پس، بر قامتِ خمیده‌یِ درختِ حیاط تعظیم می‌کنم، بر دندانِ شکسته‌یِ ماه، بر ساعتی که عقب مانده تا... پَرِ اثیریِ اِنسویم، در آغوشِ آرتا صفرِ گاتایِ اُم آرام گیرد. «گاتا مانترایی از دل، نوش نگاه عمیق شما» ارادتمند آرام حسینی

معرفی شعر بعد از تو حمید زارع فارسانی بعد از تو / سنگ ریزه های باغچه / گم شده اند / بین ته سیگار ها

بعد از تو / سنگ ریزه های باغچه / گم شده اند / بین ته سیگار ها

تولد اعضا شعر نو تولد ۲ نفر از شاعران سایت را تبریک می گویم. حسین کامیابی شادان سه شنبه ۵ مهر ۱۳۵۶ احمد برزگری شنبه ۵ مهر ۱۳۵۹ انتشار ویژه واپسین جرعه محمد رضا شایان مَنَم زیرِ ضربِ چهل‌سالگی در آغوشِ انکار و ناباوری مَنَم ماتِ تصویرِ آیینه و تماشایِ مو رولت روسی محمد غانمی غم را روبه‌رویم نشاندم. میان‌مان یک میز چوبی، چراغی که بالای سرمان تاب می‌خورد، و هفت‌ چشمهایش حمید زارع فارسانی در جست و جوی خویش چشمهایش را یکی یکی ورق زدم بزرگ نوشته بود خطر سقوط ! 24 شهریور چشم شور حمید زارع فارسانی به یک چشمم نمک دارم به آن یک اشتیاق نگرانم نکند ببینمت از نگاهم زخم برداری 7 آیینِ قربانی در کتابخانه شیوا فدائی مُهر، همان مُهر است؛ تفاوت تنها در چرخشِ مچِ آن‌هاست. تأیید، آغوشِ سردِ همان تکفیری‌ کاشی‌هایِ کبود احسان پیرحیاتی در اُپرایِ ابهام چشم باز کرده ام در دستشوییِ خانه‌ام، به سمفونیِ پنجمِ بتهوون گوش می‌ عشق دگر محمود مقامی حالا که خوشبختی سراغت را گرفته عشق دگر درقلب پاکت جا گرفته لاقل مسوزان قلب رنجور مرا یار آمد پاییزِ سال ها عارف مِصباح آمَد پاییزِ سال ها آمد پاییز و ماه ها . خَزان شَد و سَرد شد زَرد شُد و خَزان شد . دلتنگی مجتبی بضاعت پور پشت دیوار سکوت دست نارنجی احساس در این تاریکی اشتها از دل هر قاصدکی می گیرد کوچه ها زمزمه‌های دلِ سوخته حسین احمدی خواه استشمام کن! بوی خدا بوی سجاده و دعا نیمه‌شب و قرار عشقی بی‌انتها صحبت دردو دل شُ پاییز بهرام معینی پاییز، در خیابان‌های شهر پاییز که می‌رسد، شهر لباس دیگری می‌پوشد؛ خیابان‌ها پر از ق باور می کنی؟! عظیمه ایرانپور می نویسم:«حال ما خوب است» باور می کنی؟! زندگی آرام و مطلوب است باور می کنی؟! آسمان آب گل آفتابگردان آرش معتمدی بیا ای گل آفتابگردان رخ خود به من بگردان منم آن خورشید تابان که عشق خود نمودی هر با نقشه‌یِ هجران شاپور علمی گریه کردم تا سحر از دردِ هجران دلا تا بیابم مرهمی بر زخمِ بی‌درمان دلا کوچه کوچه در فصل نگارین (پاییز) با فایل صوتی احمدحسنی پاییز که شایسته ترین دختر دنیاست نقاشی لبخند ژکوند ست و معماست مهر است و صفای قدمش برک شیشه ی تنهایی علیرضا قدیانی تَرَک در شیشه ی تنهایی ام ماند کویر از خلسه ی دریایی ام ماند کجا پنهان شوم از وحشت چش طلوعی دیگر علیرضا میاحی خسته از تماشای غروب... تو کِی از راه می رسی؟ که من هر صبح طلوع را از چشمان تو تماش سحر وقت رهایی است ابراهیم خلیلیان سحر وقت رهایی است شبم تاریک و شمعم رو به مردن بود خجالت چیست ،کارم ناله کردن بود نگ دیدار ِ یار نعمت الله احسانی بنافتی (احسان) یا حضرت ِ مولانا ، یک شمس نشانم د ِه رمزی ز پس ِ پرده ، بر راز ِ نهانم د ِه در م درهم‌تنیدگی در انزوای آبی... محمد کیا حبیب زاده در این واگنِ فلزیِ سرد، صفی از ذراتِ خنثی نشسته‌اند؛ شانه‌ به شانه، در فاصلهٔ یک نفس، شبکه های اجتماعی سایت شعر نو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

تولد اعضا شعر نو تولد ۲ نفر از شاعران سایت را تبریک می گویم. حسین کامیابی شادان سه شنبه ۵ مهر ۱۳۵۶ احمد برزگری شنبه ۵ مهر ۱۳۵۹

تولد ۲ نفر از شاعران سایت را تبریک می گویم. حسین کامیابی شادان سه شنبه ۵ مهر ۱۳۵۶ احمد برزگری شنبه ۵ مهر ۱۳۵۹

تولد ۲ نفر از شاعران سایت را تبریک می گویم.

حسین کامیابی شادان سه شنبه ۵ مهر ۱۳۵۶

انتشار ویژه واپسین جرعه محمد رضا شایان مَنَم زیرِ ضربِ چهل‌سالگی در آغوشِ انکار و ناباوری مَنَم ماتِ تصویرِ آیینه و تماشایِ مو رولت روسی محمد غانمی غم را روبه‌رویم نشاندم. میان‌مان یک میز چوبی، چراغی که بالای سرمان تاب می‌خورد، و هفت‌ چشمهایش حمید زارع فارسانی در جست و جوی خویش چشمهایش را یکی یکی ورق زدم بزرگ نوشته بود خطر سقوط ! 24 شهریور چشم شور حمید زارع فارسانی به یک چشمم نمک دارم به آن یک اشتیاق نگرانم نکند ببینمت از نگاهم زخم برداری 7 آیینِ قربانی در کتابخانه شیوا فدائی مُهر، همان مُهر است؛ تفاوت تنها در چرخشِ مچِ آن‌هاست. تأیید، آغوشِ سردِ همان تکفیری‌ کاشی‌هایِ کبود احسان پیرحیاتی در اُپرایِ ابهام چشم باز کرده ام در دستشوییِ خانه‌ام، به سمفونیِ پنجمِ بتهوون گوش می‌ عشق دگر محمود مقامی حالا که خوشبختی سراغت را گرفته عشق دگر درقلب پاکت جا گرفته لاقل مسوزان قلب رنجور مرا یار آمد پاییزِ سال ها عارف مِصباح آمَد پاییزِ سال ها آمد پاییز و ماه ها . خَزان شَد و سَرد شد زَرد شُد و خَزان شد . دلتنگی مجتبی بضاعت پور پشت دیوار سکوت دست نارنجی احساس در این تاریکی اشتها از دل هر قاصدکی می گیرد کوچه ها زمزمه‌های دلِ سوخته حسین احمدی خواه استشمام کن! بوی خدا بوی سجاده و دعا نیمه‌شب و قرار عشقی بی‌انتها صحبت دردو دل شُ پاییز بهرام معینی پاییز، در خیابان‌های شهر پاییز که می‌رسد، شهر لباس دیگری می‌پوشد؛ خیابان‌ها پر از ق باور می کنی؟! عظیمه ایرانپور می نویسم:«حال ما خوب است» باور می کنی؟! زندگی آرام و مطلوب است باور می کنی؟! آسمان آب گل آفتابگردان آرش معتمدی بیا ای گل آفتابگردان رخ خود به من بگردان منم آن خورشید تابان که عشق خود نمودی هر با نقشه‌یِ هجران شاپور علمی گریه کردم تا سحر از دردِ هجران دلا تا بیابم مرهمی بر زخمِ بی‌درمان دلا کوچه کوچه در فصل نگارین (پاییز) با فایل صوتی احمدحسنی پاییز که شایسته ترین دختر دنیاست نقاشی لبخند ژکوند ست و معماست مهر است و صفای قدمش برک شیشه ی تنهایی علیرضا قدیانی تَرَک در شیشه ی تنهایی ام ماند کویر از خلسه ی دریایی ام ماند کجا پنهان شوم از وحشت چش طلوعی دیگر علیرضا میاحی خسته از تماشای غروب... تو کِی از راه می رسی؟ که من هر صبح طلوع را از چشمان تو تماش سحر وقت رهایی است ابراهیم خلیلیان سحر وقت رهایی است شبم تاریک و شمعم رو به مردن بود خجالت چیست ،کارم ناله کردن بود نگ دیدار ِ یار نعمت الله احسانی بنافتی (احسان) یا حضرت ِ مولانا ، یک شمس نشانم د ِه رمزی ز پس ِ پرده ، بر راز ِ نهانم د ِه در م درهم‌تنیدگی در انزوای آبی... محمد کیا حبیب زاده در این واگنِ فلزیِ سرد، صفی از ذراتِ خنثی نشسته‌اند؛ شانه‌ به شانه، در فاصلهٔ یک نفس،

واپسین جرعه محمد رضا شایان مَنَم زیرِ ضربِ چهل‌سالگی در آغوشِ انکار و ناباوری مَنَم ماتِ تصویرِ آیینه و تماشایِ مو رولت روسی محمد غانمی غم را روبه‌رویم نشاندم. میان‌مان یک میز چوبی، چراغی که بالای سرمان تاب می‌خورد، و هفت‌ چشمهایش حمید زارع فارسانی در جست و جوی خویش چشمهایش را یکی یکی ورق زدم بزرگ نوشته بود خطر سقوط ! 24 شهریور چشم شور حمید زارع فارسانی به یک چشمم نمک دارم به آن یک اشتیاق نگرانم نکند ببینمت از نگاهم زخم برداری 7 آیینِ قربانی در کتابخانه شیوا فدائی مُهر، همان مُهر است؛ تفاوت تنها در چرخشِ مچِ آن‌هاست. تأیید، آغوشِ سردِ همان تکفیری‌ کاشی‌هایِ کبود احسان پیرحیاتی در اُپرایِ ابهام چشم باز کرده ام در دستشوییِ خانه‌ام، به سمفونیِ پنجمِ بتهوون گوش می‌ عشق دگر محمود مقامی حالا که خوشبختی سراغت را گرفته عشق دگر درقلب پاکت جا گرفته لاقل مسوزان قلب رنجور مرا یار آمد پاییزِ سال ها عارف مِصباح آمَد پاییزِ سال ها آمد پاییز و ماه ها . خَزان شَد و سَرد شد زَرد شُد و خَزان شد . دلتنگی مجتبی بضاعت پور پشت دیوار سکوت دست نارنجی احساس در این تاریکی اشتها از دل هر قاصدکی می گیرد کوچه ها زمزمه‌های دلِ سوخته حسین احمدی خواه استشمام کن! بوی خدا بوی سجاده و دعا نیمه‌شب و قرار عشقی بی‌انتها صحبت دردو دل شُ پاییز بهرام معینی پاییز، در خیابان‌های شهر پاییز که می‌رسد، شهر لباس دیگری می‌پوشد؛ خیابان‌ها پر از ق باور می کنی؟! عظیمه ایرانپور می نویسم:«حال ما خوب است» باور می کنی؟! زندگی آرام و مطلوب است باور می کنی؟! آسمان آب گل آفتابگردان آرش معتمدی بیا ای گل آفتابگردان رخ خود به من بگردان منم آن خورشید تابان که عشق خود نمودی هر با نقشه‌یِ هجران شاپور علمی گریه کردم تا سحر از دردِ هجران دلا تا بیابم مرهمی بر زخمِ بی‌درمان دلا کوچه کوچه در فصل نگارین (پاییز) با فایل صوتی احمدحسنی پاییز که شایسته ترین دختر دنیاست نقاشی لبخند ژکوند ست و معماست مهر است و صفای قدمش برک شیشه ی تنهایی علیرضا قدیانی تَرَک در شیشه ی تنهایی ام ماند کویر از خلسه ی دریایی ام ماند کجا پنهان شوم از وحشت چش طلوعی دیگر علیرضا میاحی خسته از تماشای غروب... تو کِی از راه می رسی؟ که من هر صبح طلوع را از چشمان تو تماش سحر وقت رهایی است ابراهیم خلیلیان سحر وقت رهایی است شبم تاریک و شمعم رو به مردن بود خجالت چیست ،کارم ناله کردن بود نگ دیدار ِ یار نعمت الله احسانی بنافتی (احسان) یا حضرت ِ مولانا ، یک شمس نشانم د ِه رمزی ز پس ِ پرده ، بر راز ِ نهانم د ِه در م درهم‌تنیدگی در انزوای آبی... محمد کیا حبیب زاده در این واگنِ فلزیِ سرد، صفی از ذراتِ خنثی نشسته‌اند؛ شانه‌ به شانه، در فاصلهٔ یک نفس،

واپسین جرعه محمد رضا شایان مَنَم زیرِ ضربِ چهل‌سالگی در آغوشِ انکار و ناباوری مَنَم ماتِ تصویرِ آیینه و تماشایِ مو

مَنَم زیرِ ضربِ چهل‌سالگی در آغوشِ انکار و ناباوری مَنَم ماتِ تصویرِ آیینه و تماشایِ مو

رولت روسی محمد غانمی غم را روبه‌رویم نشاندم. میان‌مان یک میز چوبی، چراغی که بالای سرمان تاب می‌خورد، و هفت‌

غم را روبه‌رویم نشاندم. میان‌مان یک میز چوبی، چراغی که بالای سرمان تاب می‌خورد، و هفت‌

چشمهایش حمید زارع فارسانی در جست و جوی خویش چشمهایش را یکی یکی ورق زدم بزرگ نوشته بود خطر سقوط ! 24 شهریور

در جست و جوی خویش چشمهایش را یکی یکی ورق زدم بزرگ نوشته بود خطر سقوط ! 24 شهریور

چشم شور حمید زارع فارسانی به یک چشمم نمک دارم به آن یک اشتیاق نگرانم نکند ببینمت از نگاهم زخم برداری 7

به یک چشمم نمک دارم به آن یک اشتیاق نگرانم نکند ببینمت از نگاهم زخم برداری 7

آیینِ قربانی در کتابخانه شیوا فدائی مُهر، همان مُهر است؛ تفاوت تنها در چرخشِ مچِ آن‌هاست. تأیید، آغوشِ سردِ همان تکفیری‌

مُهر، همان مُهر است؛ تفاوت تنها در چرخشِ مچِ آن‌هاست. تأیید، آغوشِ سردِ همان تکفیری‌

کاشی‌هایِ کبود احسان پیرحیاتی در اُپرایِ ابهام چشم باز کرده ام در دستشوییِ خانه‌ام، به سمفونیِ پنجمِ بتهوون گوش می‌

در اُپرایِ ابهام چشم باز کرده ام در دستشوییِ خانه‌ام، به سمفونیِ پنجمِ بتهوون گوش می‌

عشق دگر محمود مقامی حالا که خوشبختی سراغت را گرفته عشق دگر درقلب پاکت جا گرفته لاقل مسوزان قلب رنجور مرا یار

حالا که خوشبختی سراغت را گرفته عشق دگر درقلب پاکت جا گرفته لاقل مسوزان قلب رنجور مرا یار

آمد پاییزِ سال ها عارف مِصباح آمَد پاییزِ سال ها آمد پاییز و ماه ها . خَزان شَد و سَرد شد زَرد شُد و خَزان شد .

آمَد پاییزِ سال ها آمد پاییز و ماه ها . خَزان شَد و سَرد شد زَرد شُد و خَزان شد .

دلتنگی مجتبی بضاعت پور پشت دیوار سکوت دست نارنجی احساس در این تاریکی اشتها از دل هر قاصدکی می گیرد کوچه ها

پشت دیوار سکوت دست نارنجی احساس در این تاریکی اشتها از دل هر قاصدکی می گیرد کوچه ها

زمزمه‌های دلِ سوخته حسین احمدی خواه استشمام کن! بوی خدا بوی سجاده و دعا نیمه‌شب و قرار عشقی بی‌انتها صحبت دردو دل شُ

استشمام کن! بوی خدا بوی سجاده و دعا نیمه‌شب و قرار عشقی بی‌انتها صحبت دردو دل شُ

پاییز بهرام معینی پاییز، در خیابان‌های شهر پاییز که می‌رسد، شهر لباس دیگری می‌پوشد؛ خیابان‌ها پر از ق

پاییز، در خیابان‌های شهر پاییز که می‌رسد، شهر لباس دیگری می‌پوشد؛ خیابان‌ها پر از ق

باور می کنی؟! عظیمه ایرانپور می نویسم:«حال ما خوب است» باور می کنی؟! زندگی آرام و مطلوب است باور می کنی؟! آسمان آب

می نویسم:«حال ما خوب است» باور می کنی؟! زندگی آرام و مطلوب است باور می کنی؟! آسمان آب

گل آفتابگردان آرش معتمدی بیا ای گل آفتابگردان رخ خود به من بگردان منم آن خورشید تابان که عشق خود نمودی هر با

بیا ای گل آفتابگردان رخ خود به من بگردان منم آن خورشید تابان که عشق خود نمودی هر با

نقشه‌یِ هجران شاپور علمی گریه کردم تا سحر از دردِ هجران دلا تا بیابم مرهمی بر زخمِ بی‌درمان دلا کوچه کوچه در

گریه کردم تا سحر از دردِ هجران دلا تا بیابم مرهمی بر زخمِ بی‌درمان دلا کوچه کوچه در

فصل نگارین (پاییز) با فایل صوتی احمدحسنی پاییز که شایسته ترین دختر دنیاست نقاشی لبخند ژکوند ست و معماست مهر است و صفای قدمش برک

پاییز که شایسته ترین دختر دنیاست نقاشی لبخند ژکوند ست و معماست مهر است و صفای قدمش برک

شیشه ی تنهایی علیرضا قدیانی تَرَک در شیشه ی تنهایی ام ماند کویر از خلسه ی دریایی ام ماند کجا پنهان شوم از وحشت چش

تَرَک در شیشه ی تنهایی ام ماند کویر از خلسه ی دریایی ام ماند کجا پنهان شوم از وحشت چش

طلوعی دیگر علیرضا میاحی خسته از تماشای غروب... تو کِی از راه می رسی؟ که من هر صبح طلوع را از چشمان تو تماش

خسته از تماشای غروب... تو کِی از راه می رسی؟ که من هر صبح طلوع را از چشمان تو تماش

سحر وقت رهایی است ابراهیم خلیلیان سحر وقت رهایی است شبم تاریک و شمعم رو به مردن بود خجالت چیست ،کارم ناله کردن بود نگ

سحر وقت رهایی است شبم تاریک و شمعم رو به مردن بود خجالت چیست ،کارم ناله کردن بود نگ

دیدار ِ یار نعمت الله احسانی بنافتی (احسان) یا حضرت ِ مولانا ، یک شمس نشانم د ِه رمزی ز پس ِ پرده ، بر راز ِ نهانم د ِه در م

یا حضرت ِ مولانا ، یک شمس نشانم د ِه رمزی ز پس ِ پرده ، بر راز ِ نهانم د ِه در م

درهم‌تنیدگی در انزوای آبی... محمد کیا حبیب زاده در این واگنِ فلزیِ سرد، صفی از ذراتِ خنثی نشسته‌اند؛ شانه‌ به شانه، در فاصلهٔ یک نفس،

در این واگنِ فلزیِ سرد، صفی از ذراتِ خنثی نشسته‌اند؛ شانه‌ به شانه، در فاصلهٔ یک نفس،

شبکه های اجتماعی سایت شعر نو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

سایت شعر نو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

Recommended articles