معرفی منوچهر فتیان پور (راد)

معرفی منوچهر فتیان پور (راد)

بی صدا رد شدم از دروازه کوچه ی ناز نشستم لب حوض تنهایی به امید که سر وقت از عشق دیرین، خبری دریافت کنم امان از این عشق و باغ امید جز ب

اول مهر روز آشنایی و عشق من است وقتی از دم درب کلاس نگاه تو را می بینم یاد همه ی لحظه های را با دیدن تو شد باور عطر نگاهت یاد آور خوبی هاست که

عشقی که تمام عمر و جانم به مرامت گیر است در بندِ واژه‌های این دلِ بیمار به لبانت گیر است دستت روی لبانم، جان ز تن و شریان بگرفت از بس رسوبِ غصه ب

با وجودت ، بی روز وشب ها دلستانی شود ویرانه ی دل، در غزل ها گل فشانی شود هر نفس کز بوی عطرش ،جان من مهمانی شود باغ دل با یک نگاهش ،باز هم ویرانی

چروک های سخت برپیشانی من نشان از درد و رنج بسیار است هر خط،شکستن قلب را به نمایش می گذارد کاش چروک ها با دود عود وتمنا در دنیا محو می

انباری ست پُر از غم وغصه قفلی زده بر پنجره ی شادی این بار ما مهره ی انگشت شمار شده ایم، در دستی که نمی بینیم، در بازی ای که نمی خواهیم، بگ

انگار بوی نارنگی بود که مرا تا در باغ تو کشاند آمدم ... برویم گله از باغبان کنیم ما به شرطی با کاشت موافقیم که تلخی زندگی مان را

نارنگی، مزه ترش لبخند از من گرفت گازش عین دود ازبینی ام خارج شد عابری نخورده دور خود می پیچید وعرق می کرد گیج جا گیج "منوچهر فتیان پور"

راهی جز رسیدن به تو نمی بینم با اولین نگاه شعله ور کردی مرا هرشب تا دم صبح بیدارم شاید طلوع ،مرا از آن تو کند ،عشقم . . . هرشب ستاره ها را می شمارم تا شاید یکی از آنها توباشی وصبح که می رسد بازهم تنها،بازهم عاشق،عشقم منوچهر فتیان پور

امروز دیدگاهم آنطور که می پنداشتم نیست چیزی در من می اندیشد که من از آن بی خبرم وقتی عاطفه گریخت محکمه طغیان کرد سوظن ،برگ های گذشته را ورق می

کتاب مجموعه اشعار برگی از زندگی (تلخ وشیرین) ...

Recommended articles