معرفی سید محسن نصرالهی

معرفی سید محسن نصرالهی

بوی ماه مهر همراه غم است ... جای خالی 170 کودک با هم است ماه مهر آمد محرم شد به پا ... از غم میناب در جانهای ما هم ماتم است تازه شد د

چو مهر حضرت معصومه بر دلم تابید دوباره آسمان غزل بی هوا بارید ... قدم به سر چشم ما نهاده ای بانو خوش آمدی چه عجب خواهر خورشید در این زمانهٔ

دردی عجیب دارم و دل را طبیب نیست آغوش وصل تو ما را نصیب نیست ؟؟!!! مستان میکده مستانگی کنند ... در جمع میکده ما را حبیب نیست عمری به یاد زل

دستم بگیر و ببر سوی آسمان ... لطفت مدام بوده به من یار مهربان در لابه‌لای هیاهوی روزگار ... رویم نشد که کنم عشق خود عیان ای شعر ناب سحرگاه

تسکین دلم رفت خدایا چکنم آرایه ناب غزلم رفت خدایا چکنم چون ابر بهاری ز کفم رفت که رفت آرامه گرم بغلم رفت خدایا چکنم می بٌرد نگاهش ز دلم تلخ

با آب و نان سفره تو قد کشیده ایم در روضه لذت اشک را چشیده ایم ایران شده سیه پوش روضه ات در انتظار طلوع سپیده ایم ... هرگز خمار مستی دنیا نمی ش

شدم از داغ دوست افسرده .. شعرهایم شدند پژمرده ... از غمت ای عزیز لبنانی دل ایران همه شد آزرده ... گرچه فاصله کمی دور است دل ما با شما گره خ

ما را چه خوب تربیت کرده ای حسین ... ما مثل تو با مثل یزید بیعت نمیکنیم

سلام با که بگویم ـــ پدر خدا حافظ سلامِ آخر از طرف یک پسر خدا حافظ هنوز تشنهِ دیدار بودم و سیر ندیدمت چه می شود غم هجران دِگر خدا حافظ در ان

یک کشور عشق همچو ایران داریم از عشق و محبت لب خندان داریم سر مست از این نعمت همدل بودن در سینه هزار راز پنهان داریم ... چون قطره به هم رسیده

Recommended articles