صبح امید هرشب به امید سپیده دمان پرازنور و روشنایی آرمیدم تا اینکه ! صبح سپید و نورانی را درجوار حق تعالی یافتم علی حمامی
روایت نکنیم به حریم زندگانی دیگران سرک نکشیم به هر مشاجره ایی مداخله نکنیم به فرودستان اهانت نکنیم به گفته های نااهلان عنایت نکنیم ز حال
عمر تابستان تمام و سال نیمه شد ولیکن دل ما با آرامش بیمه نشد پرالتهاب و ناآرام گذشت نیمه نخست باید ببینیم در نیمه مربیان خدا چه گفت اگر پلان و
مولود مهر و عاشق پاییز عاشق پاییزِ افسونگرِ زیبایم، که صدها رنگ دارد کمی دور است از تابستان، هنوز اما شُبرنگ دارد تماشا کن، چه نقشی را خدای
قسمت من نمی شود ! هر لحظه به شوق دیدارت تا سر کوچه می آیم افسوس ! تو زودتر گذر کرده ای هر روز به انتظار صوت دلنوازت آهنگ دیگران را خاموش و
دستان ترکخورده هر بار که پدر دست و صورت دخترش را نوازش میکرد دخترک دستهایش را پس می زد دستان پدر زبر بود و ترک داشت پوست نازک دخترک
مهمان در راه است چند روز دیگر مهمانمان می رسد چه شوقی دارم برای دیدارش لباس های رنگارنگش هدایای زیبایش همراهان خوش پوشش از همه مهمتر حا
دست پر بیا چند وقتی است ناخوش احوال و پریشانم غمگین و سر در گریبانم گوشه گیر و تنهایم ساکت و ناامیدم به سراغم نیا! اگر میایی با لبخند و شا
درود بر صبوری ات درون ،غار تنهایی، شنیدم زنی آهسته می نالد سرگذشت خود را، غمگین و دلخسته میخواند هیچ کس را شریک غم و دردش نکرده بود اندوهش را
عشق را در سینه ها محکم کنیم ؟ می دانم زندگی سخت شده است ولیکن، شادمانی را باور کنیم غرق در غربت و غم هستیم اما، شادی را پیدا کنیم عمرما
کتاب از نار تا نور، مجموعه شعر، سپید و روایی است، که شامل 26 قطعه و دارای مضامین، مذهبی، آیینی، اجتماعی، خانوادگی وکودکانه ...... می باشد ...